.comment-link {margin-left:.6em;}

حرفهائی به رنگ سکوت

Tuesday, January 10, 2006

پایانی برای یک آغاز

یک روز صبح زود چشمهایم را که باز می کنم، فرشته ای بالهایش را به صورتم می زند و می گوید
این آخرین باری است که خورشید را می بینی . می توانی تا غروب کنار پنجره بایستی و با آسمان و پرنده هاش حرف بزنی . می توانی دستهایت را در رودخانه ای که از نزدیکی اتاقت می گذرد ، بشویی . می توانی مشقهای نا تمام کودکی ات را تمام کنی . روی سبزه ها دراز بکشی . درختان را در آغوش بگیری و گلهای سرخ را ببویی . می توانی آخرین سطر نامه ات را بنویسی و روزنامه های صبح و عصر را تا انتها بخوانی و دگمه های پیراهنت را در آینه ببندی . می توانی زانو به زانوی خدا بنشینی ، گناهان ریز و درشت و تکراری ات را بشماری و یک دل سیر گریه کنی


وقتی که فرشته به سوی بی نهایت پر می کشد؛ یادم می اقتد هنوز کارهای زیادی هست که باید انجام بدهم. باید صندلی خالی ام را کنار گلدانهای شمعدانی بگذارم، با ابرهای دلتنگ راه بروم، آرام و بی صدا با آرزوهام خداحافظی کنم، عکس کبوتر را ببوسم، خطوط ساده چهره ها را به خاطر بسپارم. باید دلهایی را که شکسته ام، از نو بسازم. چشمهایی را که ندیده ام، به دقت ببینم. صداهایی را که نشنیده ام، صمیمانه در آغوش بگیرم و یک بار دیگر در ساحل پر از گوش ماهی و صدف بایستم و مشامم را از عطر تازه موجها پر کنم . باید تمام نوشته های ناتمامم را تمام کنم . کتابهایی را که نخوانده ام ، بخوانم و ... و سرانجام باید خدا را سپاس بگویم که اجازه داد یک روز دیگر باشم . با اشیاء و کلمات دوست شوم و زندگی ام در میان رویاهای معصوم بگذرد
فرشته آنقدر دور می شود که فقط ردی از بالهایش را در آسمان می بینم . نمی دانم صدایم را می شنود یا نه، اما با همه وجودم فریاد می زنم

ای فرشته مهربان، از خدا وند بزرگ بخواه فرصتی دیگر به من بدهد !ا
فرصتی برای دوست داشتن. یک روز اصلا کافی نیست
باور کن که هنوز به خیلی ها نگفته ام که دوستشان دارم
حتی به او که هر روز ساعتم را با صدای قلبش
و نفسهایم را با جزر و مد نفسهایش تنظیم می کنم
حتی به او !!ا

پ . ن : چنانچه شما متوجه که امروز آخرین روز زندگیتان است ، چه می کنید ؟ تا کنون به این موضوع اندیشیدید ؟ البته کسی هنوز به من هم نگفته !ا

1 Comments:

  • سلام
    امیدوارم حالت خوب شده باشه و دیگه بیماری نداشته باشی .
    مدتها نبودم و از همه شما بی خبر .
    شاد باشی همیشه در کنار یاور زندگیت

    By Anonymous Anonymous, at January 12, 2006 3:54 PM  

Post a Comment

<< Home