.comment-link {margin-left:.6em;}

حرفهائی به رنگ سکوت

Thursday, July 14, 2005

چشمهایت

پیش نوشت : به یاد دبیر ادبیات سال سوم دبیرستانم ، که این شعر را اول بار با صدای دلنشین او شنیدم وچقدر برایم قشنگ بو د که خودش برایم آنرا نوشت و داد ... روزهای زیادی را به یادش می گذرانم ... امید است که هر کجا باشد خوش وخرم وسلامت باشد واز گزند زمانه در امان
وقتی به درد عشق گرفتار می شوم
احساس می کنم که سبکبار می شوم

آئینه وار من تو چه هستی که اینچنین
هر روز در زلال تو تکرار می شوم

اینگونه آهوانه نگاهم مکن که من
با آتش نگاه تو تبدار می شوم

می آیی و چو زلزله می ریزیم به هم
آنگاه در پیش چشم تو آوار می شوم

امشب برای چشم تو شعری سروده ام
فردا به جرم عشق تو بر دار می شوم
بزرگ علوی

0 Comments:

Post a Comment

<< Home