.comment-link {margin-left:.6em;}

حرفهائی به رنگ سکوت

Wednesday, March 16, 2005

داستا ن هدیل وباقی قضایا

هوالحق

مطالبی که ذکر آنها در ذیل می آید هیچ ربطی به هم ندارند، فقط پشت سر هم حضوری دارند کاملا بی ربط...ا
اول اینکه من نمی دانستم که این وبلاگ بنده اینقدر سوژه بکر ونو دست دوستان می دهد و دیگر اینکه باعث ایجاد انگیزه و تقویت حس رقابت در خلایق می شود وگرنه همت می کردم و زودتر اقدام به این کار انسانی وبشر دوستانه می فرمودم.ا
دوم اینکه این برنامه یا به اصطلاح دوستان مسابقه هم مثل کلیت زندگی من وجواد عجیب وغریب ودر نوع خود خاص است وشبیه به دیگران نیست ؛این برای ما اصل مهمی است که زندگیمان شبیه به هیچ کس نباشد وخاص باشد...ا
سوم اینکه داستان وماجرای هدیل
از این قرار است که :هدیل در زبان عربی به صدای کبوتر می گویند؛که البته کلا تعبیری از حزن آلود وزیبا بودن وخاص بودن صداست"مخصوصا در صبحگاهان". البته این کلمه ریشه در زبان عبری دارد ودر آنجا به معنای تنهائی خاص است.ا
جالب است بدانید که در زبان عربی از آن برای نام دختران استفاده می کنند. که هم آهنگین است ،هم بکر ونا آشناست وهم اینکه کنجکاوی خلق الله را برمی انگیزد.« جالب است نه»ا
نکته حائز اهمیت در این مسئله این است که روزی که این صحبتها را با جواد در میان گذاشتم از شدت وحدت لطافت ماجرا از حال رفت بعد هم که به هوش آمد شدیدا جوگیر ماجرا شد وشیفته این نام واین صدا...طوری که اگر قصد داشتیم نشریه بزنیم ،نام آن نشریه هدیل می شد؛اگر می خواست آدرسی,چیزی در اینترنت به ثبت برساند هدیل بود ؛یا اصلا راحتتان کنم هر شخصیت حقوقی و حقیقی که در اینترنت ودنیای مجازی ،فضایی،میلی یا حالا هر چیز دیگری به کاربران اعطا می کرد؛ایشان سریعا طی اقدامی انتحاری واورژانسی وحیاتی ،سعی در به ثبت رساندن آدرسی به این نام می کردند.ا
که البته ثبت آن حالات گوناگونی دارد از هدیل خالی تا هدیل با اعداد وارقام وکدهای متفاوت، متغیر است. البته فکر می کنم اکثر دوستان با این اعداد آشنا هستند. نکته دیگر اینکه بعد از اینکه هدیل را حالا با هر کدی برای خود ثبت می کردند ،مرا غرق در لطف خود می فرمودند وآنرا با کد دیگری برای من به ثبت می رساندند..کلا آقاجواد خیلی مهربان هستند.ا
حق دانستن مسئله ای دیگر را برای دوستان درگیر با این نام محفوظ می دارم وآن این است که : از خود جواد بپرسید...ا
چهارم اینکه من باید بروم ؛با جواد قرار دارم وقطعا مثل همیشه به فضای سبز تهران کمک خواهم کرد.ا
پنجم اینکه منتظر حرفهای جدی ما نیز باشید.
ا

باشد که باشید
تا رنگها نمیرند
ای کاجهای هر کجا!!!ا

1 Comments:

  • ممنون. داستان لطیف هدیل رو فهمیدیم.جالب بود. اما حالا از حکمت این الف های اخر پاراگراف ها سر در نمیارم! این هم حکمت لطیفی داره؟

    By Blogger amir, at March 16, 2005 11:38 PM  

Post a Comment

<< Home